دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار
گاهی برای شناخت یک انسان، باید اجازه داد خودش سخن بگوید.
ناصرالدین شاه را معمولاً از میان صفحات تاریخ میشناسیم؛ پادشاهی که نزدیک به نیم قرن بر ایران حکومت کرد و نامش با تاریخ سیاسی و اجتماعی دوره قاجار گره خورده است.
اما این بار قرار نیست او را از زبان مورخان ببینیم.
قرار است «ناصر» را بخوانیم؛ شاعری که در کنار سلطنت، به شعر نیز روی آورد و بخشی از جهان ذهنی خود را در قالب شعر به جا گذاشت.
دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار با تهیه و تنظیم جواد معصومی، مجموعهای از سرودههای ناصرالدین شاه است که توسط نشر تهذیب منتشر شده است. این چاپ در سال ۱۳۸۳ منتشر شده و ۱۸۶ صفحه دارد.
ناصرالدین شاه؛ وقتی شاه، «ناصر» میشود
تاریخ، آدمها را معمولاً با عنوانشان به یاد میآورد.
شاه.
وزیر.
فرمانروا.
پادشاه.
اما شعر، عنوانها را کنار میزند.
وقتی ناصرالدین شاه شعر میگوید، دیگر فقط با یک پادشاه مواجه نیستیم؛ با انسانی مواجهیم که عشق، اندوه، مذهب، زیبایی و جهان درونی خود را در واژهها بیان کرده است.
او در شعر با تخلص «ناصر» ظاهر میشود.
و شاید همین تغییر نام، خودش جالب باشد:
ناصرالدین شاه در تاریخ یک عنوان است؛
ناصر در شعر یک انسان.
شعر؛ پنجرهای به جهان درونی
خواندن دیوان یک شخصیت تاریخی، فقط خواندن شعر نیست.
شعر میتواند چیزی را آشکار کند که تاریخ رسمی معمولاً نشان نمیدهد:
آنچه در ذهن و احساس یک انسان میگذشته است.
موضوعاتی که شاعر به آنها بازمیگردد، نوع بیان احساسات، انتخاب واژگان و تصاویر شعری، همه میتوانند بخشی از جهان فکری او را آشکار کنند.
به همین دلیل، این دیوان را میتوان در کنار مطالعه تاریخ قاجار خواند؛ نه بهعنوان جایگزین تاریخ، بلکه بهعنوان زاویهای دیگر برای دیدن یک شخصیت تاریخی.
از تخت سلطنت تا خلوت شعر
شاید جذابترین تناقض این کتاب همین باشد.
مردی که در زندگی روزمره با قدرت، سیاست و سلطنت تعریف میشد، در شعر میتواند از احساس، دلتنگی و تأمل سخن بگوید.
این دو تصویر را باید کنار هم دید.
نه برای آنکه یکی را جایگزین دیگری کنیم؛
بلکه برای اینکه بفهمیم انسانها معمولاً بزرگتر از نقشی هستند که تاریخ به آنها داده است.
ناصرالدین شاه فقط آن چیزی نیست که در کتابهای تاریخ دربارهاش نوشته شده؛ همانطور که شعرهایش نیز بهتنهایی تمام شخصیت او را توضیح نمیدهند.
اما خواندن شعرهایش، یک پنجره دیگر به روی او باز میکند.
ناصر؛ شاعری در عصر قاجار
ناصرالدین شاه در دورهای زندگی میکرد که شعر همچنان بخش مهمی از فرهنگ ایرانی بود.
در چنین فضایی، شاعری و شعرخوانی در میان اهل دربار و رجال نیز حضور پررنگی داشت.
دیوان ناصرالدین شاه از همین منظر، فقط مجموعهای از سرودههای یک فرد نیست؛ بلکه میتواند برای علاقهمندان به ادبیات دوره قاجار و تاریخ فرهنگی ایران نیز جذاب باشد.
این کتاب ما را با بخشی از ذوق ادبی پادشاهی آشنا میکند که در یکی از پرتحولترین دورههای تاریخ معاصر ایران زندگی میکرد.
شعر مذهبی و مرثیه
در میان سرودههای منسوب به ناصرالدین شاه، اشعار مذهبی و مراثی نیز دیده میشود.
این بخش برای مخاطب شیعه اهمیت خاصی دارد؛ زیرا نشان میدهد مضامین مذهبی و عاشورایی چگونه در شعر دوره قاجار و حتی در میان شخصیتهای درباری بازتاب پیدا کردهاند.
در برخی معرفیهای این دیوان نیز به وجود مرثیههایی در سوگ سیدالشهدا علیه السلام و یاران ایشان در کنار غزل و رباعی اشاره شده است.
بنابراین اگر مخاطب مهموم به دنبال مطالعهای درباره ادبیات آیینی دوره قاجار باشد، این دیوان میتواند برای او فراتر از یک مجموعه شعر معمولی باشد.
چرا یک دیوان تاریخی بخوانیم؟
گاهی کتابی را نمیخوانیم تا فقط چیزی یاد بگیریم.
میخوانیم تا ببینیم.
ببینیم یک دوره چگونه فکر میکرد.
ببینیم آدمهای آن دوره چه چیزهایی را دوست داشتند.
چه چیزی برایشان زیبا بود.
از چه چیزی میترسیدند.
به چه چیزی دل میبستند.
و چه چیزی را شایسته شعر میدانستند.
از این زاویه، دیوان ناصرالدین شاه میتواند بخشی از یک مطالعه بزرگتر باشد:
مطالعه انسان ایرانی در دوره قاجار.
برای چه کسی مناسب است؟
این کتاب انتخاب مناسبی است برای مخاطبی که:
به شعر و ادبیات فارسی علاقه دارد؛
درباره دوره قاجار مطالعه میکند؛
به شخصیت ناصرالدین شاه از زاویهای متفاوت علاقهمند است؛
ادبیات مذهبی و مرثیه را دنبال میکند؛
به دیوانهای کمتر معمول و آثار ادبی تاریخی علاقه دارد؛
یا میخواهد میان ادبیات و تاریخ پیوند برقرار کند.
چرا «دیوان کامل ناصرالدین شاه»؟
شاید بتوان این کتاب را یک دعوت به نگاه کردن از زاویهای دیگر دانست.
ما معمولاً شخصیتهای تاریخی را از دور میبینیم.
در قاب عکس.
در کتاب تاریخ.
در میان اتفاقات سیاسی.
اما شعر فاصله را کمتر میکند.
تاریخ میگوید او چه کرد؛
شعر نشان میدهد چگونه سخن میگفت.
و این دو در کنار هم، تصویر کاملتری میسازند.
شاید ارزش خواندن این دیوان دقیقاً همین باشد:
دیدن ناصرالدین شاه، نه فقط بهعنوان یک شاه؛ بلکه بهعنوان «ناصر»